چند روز پیش یکی از دوستان دوران دبیرستان را دیدم.با شوهرش .
سلام و احوالپرسی و... که می کردیم شوهرش کمی انطرف تر ایستاده بود که مثلا مزاحم ما نباشد.
این سومین ازدواج دوستم است.
توی همین ۵ دقیقه که با من حرف می زد سه بار برگشت طرف شوهرش و گفت :
حوصله ات سر رفت عزیزم الان می یام .
فکر می کنم شوهرای قبلیش از دستش دیوونه شدن که طلاقش دادن
تازه برگشت به من گفت : تو هنوز عروسی نکردی؟؟ خوب بجنب داری پیر می شی ؟؟؟؟؟
می خواستم بگم ببخشید شما جوون مجرد باقی نگذاشتی با همشون یک سری عروسی کردی خوب.
سوال : چرا هنوز بزرگتری افتخار بعضی از زنها ازدواج است ؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط سمیرا در چهارشنبه 2 اسفند1385 و ساعت
6 بعد از ظهر |
