مشهد که بودم یک روز یک اخوند زنی داشت توی حرم حرف می زد بین حرفهاش که کلا چرت بود چند تا حرف خیلی چرت زد :
۱- می گفت: ظهر روز عاشورا امام حسین می ایند دم چادر ها و به زنها می گویند : تا جایی که می توانید لباس بپوشید که اگر یک وقتی چادر از سر شما کشیدند گناه شما کمتر بشود
- نظر من: من دلم می خواهد بدانم کدام ...... گفته اگر چادر از سر زنی کشیدند برای ان زن گناهی هست که حالا کمتر یا بیشتر بشود
۲-می گفت: اگر شما به زیارت امام رضا بیایید و کمی از مویتان پیدا باشد زیارت شما درست نیست چون حفظ حجاب از واجبات است و زیارت از مستحبات
- نظر من: بد نبود به جای چرت وپرت گفتن ها به ملت بی فرهنگ وبی خرد یاد بدهید که یکی یکی بروند جلو ضریح و زیارت کنند و عقب بیایند نه اینکه حجابشان را حفظ کنند و بروند جلو به همه فحش بدهند و همه را بزنند و زیارت کنند.....
۳-می گفت: اگر کسی نماز نخواند ولی برای امام حسین نذری بپزد نذرش قبول نیست
-نظر من : کلا از ادم هایی که توی کار خدا دخالت می کنند و جوری حرف می زنند انگار خدا هستند بدم می اید
۴- دیدین اخوند ها چطوری با مکث و فاصله صحبت می کنند من همیشه فکر می کردم علتش چیه و به نتیجه نمی رسیدم حالا که حرف زدن این خانومه را دیدم که چقدر تند حرف می زد تازه فهمیدم که چقدر این مکث کردن به نفع فهم شنونده است ....
۵- فاجعه تر اینکه یک اخوند مرد دیگری پای منبر در مسجد گوهرشاد می گفت :
زنها کلا زیاد حرف می زنند شما کلا زنی را دیده اید که کم حرف بزند ؟ بعدش هم هر هر می خندید.
من که از اینهمه بلاهت ماتم برده بود .
نتیجه : کلا حیف ما که به چرت و پرت این جماعت گوش بدهیم در حالیکه می شود قران خواند و ...
سمیرا
+ نوشته شده توسط سمیرا در سه شنبه 10 بهمن1385 و ساعت
11 قبل از ظهر |